پنجشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۸۳

کی گفته کجا؟

چند سال پیش همین موقع ها دیشب بود که میخاستم کنکور بخونم ، مثل همین الان فردا یه جورایی شدم بودم مثل دیروز ، آقا اصلا این انسان یه جور جونور سه جوره ، وقت تابستون و تعطیلات هوس حل معادله و نوشتن برنامه میکنه و موقع درس و امتحان هوس دختر بازی و عرق سگی و نماز آیات ! من که هیچ رقم سر در نیاوردم از این موجود دو پا ، بد رقم خره به فاطمه زهرا !! دیشبم سر صبحی نزدیکهای غروب پاشدم مثلا درس بخونم ، گفتم حالا یه دو دقیقه ان لاین شیم آفهامون رو چک کنیم فوقش آسمون میاد زمین ، قرار نیست که سر هر چی زلزله بشه ، حالا دیشب صبح یه دو دقیقه شد 4 ساعت تا این سگ پدر هنگ کرد خاموشش کردم رفتم یکم عکس آپلود کردم و بعد کفم زد بالا رفتم یکم بی بی سی نگاه کردم ببینم فیلم سوپر جدید فردا صبح چی پخش میکنه که دیدم نه باحاله نشتسم تا خطبه آخر نماز جمعه رو نگاه کردم و همینطوری که یارو خطبه میکرد گشنم شد یه نوشابه خانواده رو با یه لیوان شیر خوردم واسه اینکه هضم شه یه دوغ از روش و پشت بندش یه لیوان کمرباریک شربت آبلیموی دیشلمه تلخ زدم تو رگ و بعد نمازم رو تندتند تا سرد نشه خوندم وگفتم تو این ماه نزول برف یکم از این جلد دوم قران بخونم ولی بدمصب نمیشه آخه تا میامدم تلاوت کنم هی بهم وحی میشد که فرق آوارد و داف با فنچ و تک پر چیه که چشم خورد به عکس این پسره کریستین اگیولرا رو کنچ اتاق بد مصب اصلا یه چیزی تو مایه های حامد کرزایه تو فیلم پلنگ صورتی همون قسمت که داستین هافمن خودش رواز بالای اون جزیره پرت میکنه پایین و بعد اون زنه پاپیونش رو براش محکم میکنه ، ولی یادش بخیر همین روزا بود اون قدیما فردا که دعوا شد و ما کم بودیم ، پنجاه نفر بودیم اونا زیاد بودن دو نفر بودن آخ خوردیم آخ خوردیم که دیگه واسه حتی یه ریف پیازم جا نداشتیم ولی این یارو علی کبابی هم شورش رو در آورده مرتیکه هر دفعه کره رو کمتر میکنه ، اه حالم بهم خورد این برفم یا نمیاد یامیاد فردا میاد که آفتاب دیروز بود ، اخه رهبر گفت که طوری نشود طوری که طوربدی بشود لاکن ما هر چه داریم از این جنیفر لوپز داریم که مراببوس را خوانده ولی نه اون یاروخره تو شهر قصه میگفت آخه من خیلی خرم ، کجاست که ببینه من خرترم ، درست همون لحظه که دختره رو بغل میکنم حس جنسیم میره گم میشه فک میکنم سنگ توالت بغل کردم وقتی میگه به چی فک میکنی بعد کلی فکر میگم به فرق چیپس سرکه نمکی با ماست موسیر ولی بد جوری تریپ قصه شدما ، قیافم شبیه ..ر بعد از ..ق شده ولی خب من نفهمیدم این ملت چرا الکی الکی هی تو بوق میکنن که ما عاشقیم ، من که نفهمیدم اینا چه جوری عاشق میشن قدرتی خدا هر دختر قوزمیتی از جلو میاد فک میکنم عاشقش شدم و بعد بیست و چهار ساعت حالم ازش بهم میخوره ، اینا همشون بوی سرکه مونده میدن چرا؟ ...ولی نه این که آدم یه حرمسرای ولنگ و دراز داشته باشه که از دخترپطروس شاه فرنگی تا دختر آسیابون رو بچپونه توش فک کنم جالب باشه ها!.. کم کم داره دیشب صبح میشه فردا بزا بینم چند روز دیگه این فرجه امتحانا تموم میشه!


چار سیخ عرق / چهارصد گرم کالباس / تو کافه عباس ، با مهوش رقاص / با تیغ ژیلت میکشند ما را / ما زن میخایم یالا ، ما زن میخایم یالا!!!


aidinblog@hotmail.com

L ink

صفحه لینکهای صورتک خیالی


 


A rchive

January 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
December 2003
January 2004
March 2004
June 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006