جمعه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۸

اما در ایران امروز ، بندگانیم هنوز یا در بندان؟

درقسمتی از مقاله ء تذکره الاولیاء از مجموعه مقالات تجدد و تجددی ستیزی در ایران به قلم عباس میلانی آمده است :

" گبری از احمدپرسید ، حق تعالی چرا خلق را آفرید و چون آفرید چرا رزق داد و چرا میرانید و چرا برانگیزید. گفت بیافرید تا او را بنده باشد و رزق داد تا او را به رزاقی بشناسند و بمیرانید تا او را به قهاری بشناسند و زنده گردانید تا او را به قادری بشناسند.
به عبارت دیگر ، خلقت بنده و اضطراب گناه در او همه در خدمت شناخته شدن بزرگی و رحمانی خداست. بنده ابزاری ست در تحقق خواستهای خداوندی که شریکی برنمی تابد.
اگر به یاد بیاوریم که خداوند ملک و خداوند خانه هردو مانند خداوند آسمانها رفتار می کنند و دایره و سرشت قدرت (( خداوند )) در این سه عرصه ء الهی ، سیاسی و خانوادگی بازتاب یکدیگرند و همدیگر را تغذیه می کنند ، آنگاه به گمانم کام نخستین را در راه شناخت یکی از پیچیدگیهای اساسی تاریخ و فرهنگمان برداشته ایم .
از غیرت الهی تا غیرت سیاسی و غیرت مردانه فاصله ء چندانی نیست. "

2 comments | Permalink

سه‌شنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۸

هوز هم کروبی

امروز به بهانه ء سرزدن به ستاد کروبی گشت مفصلی در شهر زدم ، نمیدانم از برکت حضور جناب موسوی بود یا نه که شهر یکپارچه در تسخیر موسوی است.
حتی پلاکاردی از سه نامزد دیگر به زور به چشم میخورد انگار نامزدهای دیگرامیدی به رقابت با موسوی در تبریز ندارند که اینگونه بی فروغ ظاهر شده اند. هرچه هست خبر خوبی حداقل برای من نیست ، هنوز نتوانسته ام بفهمم همه ء این سیل موسوی گویان چه فرقی بین او و احمدی نژاد پیدا کرده اند که ما از آن غافلیم؟!

4 comments | Permalink

یکشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۸

انتخاب ِ من : کروبی

چندان خوش ندارم به نوشتن از انتخابات در این قاب که بس خسته ام از فضای بداخلاق ! انتخاباتی میان وبلاگ نویسان ، از این همه مدعی ، از انها که گمان می کنند همه ء حقیقت پیش آنهاست ، ازآنهایی که کارشان هر لحظه محکوم کردن دیگران است .
از آنهایی که همه ء این چهار سال گذشته و مخصوصا این روزها همه ء بدبختی و زبونی و عقب ماندگیهای خود را ربط می دهند به همان برگه ء رای ناقابل و کم ارزش ِ من و تو.
به این کم ارزش گفتنم ایرادی نیست ، قبول ندارمتان اگر بگویید همین ورقه اساس دموکراسی است ، نه من باور نمیکنم !
این ورقه حداکثر ابزاریست ناچیز برای تعیین یکی از ارکان اساسی جامعه ء آزاد و پویا.
اما هنوز در جامعه ء ایران خیلی راه مانده تا این ورقه ء بتواند تاثیر گذار باشد، خیلی ...
گواه می خواهید ؟
برگردید سری بزنید به نوشته های این حوالی ، ببینید سیل این همه مدعی را که به سادگی نادیده میگیرند حق رای دادن و ندادن دیگران را!
به این حق انتخاب ، به اساسی ترین آرمان آزادی!
از آنها بپرسید در چهار سال گذشته خودشان چه کرده اند؟

چه انتظاری بیهوده ای است انتظار حرکت از جامعه ای که فرد فردش از حرکت بازایستاده اند و یا چشم به گذشته دارند یا به آینده ای دورررر؟

3 comments | Permalink

پنجشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۸

مرگ قسطی

ساعت ها در این حال بودم ...همه ء پیش از ظهر. چند ساعت بعد از ظهر هم ، همینطور از این نیمکت به آن نیمکت ، گاه به گاهی تکیه میدادم به دیوار... دیگر نمی توانستم راه بروم. نمی خواستم برگردم پیش گورلوژ...پدرو مادرم را ترجیح میدادم ... همانقدر دهشتناک بودند ... اما دست کم راهش نزدیکتر بود...جدا عجب وضعی است وقتی که تنها جاهایی که برای نفس کشیدن آدم مانده یکی از یکی هولناک تر شده ...

مرگ قسطی / لویی فردینان سلین

به تاریخ پست سفر به انتهای شب که نگاه کردم خودم هم تعجبم گرفت از این همه گذشته سریع زمان ، از این همه وقفه ای که افتاده سر قرار خواندن ِّ مرگ قسطی! و به قول رفیق فردینان " دوباره خواندمش و دلسردم کرد . قصه ام با گذشت زمان بهتر نشده بود . از کار تخیل بعد از چند سال فراموشی چیزی بیشتر از یک جشن از مد افتاده باقی نمی ماند " .

1 comments | Permalink

شنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۸

برمیگردیم !

وبلاگ نوشتن فرق چندانی با اعتیاد ندارد ، تعطیلی برمیدارد و ترک نه ، چاره هر دو هم بوی کافوری است که گویند حق است.


aidinblog@hotmail.com

L ink

صفحه لینکهای صورتک خیالی


 


A rchive

January 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
December 2003
January 2004
March 2004
June 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006