شنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۴

Long Life together

نازنين، خستگي ِ چشم‌هايم براي تو، باختن‌هات را به من بده که تو را بر اوج مي‌خواهم، که تو را برنده مي‌خواهم.
از کنار تو بودن، خسته نمي‌شوم، که مگر از لمس ِ دست‌هاي تو هم خسته مي‌توان شد؛ که مگر از نگاه کردن به چشم‌هاي تو هم خسته مي‌توان شد؟
اصلاً من کنار تو خوش‌ام، من با تو خوش‌ام، من با تو خوش‌بختم، من خوش‌بختم به خاطر بوسه‌هاي بي‌‌پيش‌بيني ِ تو.

کسي نمي‌داند دليل ِ بودن من را در اين روزها، که دليل ِ بودن ِ من تويي، دليل ِ خواستن و خواهش ِ من، چشم‌هاي توست، که آرامش‌ام در توست که چشم‌هام آرام‌ات مي‌کنند، که تو ذات ِ آرامشي، ذات خوش‌بختي ..
مسطفي مستور، جايي مي‌گويد: «تو ذات خوش‌بختي هستي»
من دلم مي‌خواهد پا را فراتر بگذارم و بگويم: «تو ذات ِ خوش‌بختي ِ مني»
تو خوش‌بختي ِ مني؛ تو بخت ِ مني نازنين.
مهمان ِ صاحب‌خانه

0 comments | Permalink

نظرات: 0



aidinblog@hotmail.com

L ink

صفحه لینکهای صورتک خیالی


 


A rchive

January 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
December 2003
January 2004
March 2004
June 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006