دوشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۵

مسیحیت در مقام دوره ی باستان

اگر صبح یکشنبه ای غرش ناقوس های کهن را بشنویم، از خود میپرسیم آیا ممکن است این بانگ ناقوس باشد! آن یهودی ِ به صلیب کشیده شده نیز دو هزار سال پیش که می گفت پسر خداست ، همین حس را داشت که البته دلیلی هم برای اثبات این ادعای فرزندی وجود ندارد. بی شک در دوره ی ما مسیحیت همان دوره ی باستانی است که از عصرکهن و بسیار دور هنوز باقی مانده است و حال پذیرش آن ادعا شاید کهن ترین میراث این دوره باشد. خدایی که از زنی میراصاحب فرزند شود و حکیمی که بخواهد دیگر کاری نکنند و کسی را به مجازات نرسانند و د رانتظار نشانه های نابودی جهان در آینده باشند ، عدالتی که بی گناهان را جایگزین قربانی میداند ، کسی که به حواریونش از خون خود می دهد تا بنوشند، دعا برای تحقق معجزه ، گناهی که به خداوند آن را نسبت می دهند و خدا آن را کیفر می دهد ، گریز از آن جهانی که مرگ دروازه ی آن است ، صلیب چون نماد در زمانی که اصلا صلیب در آن معنی و مفهومی ندارد، آه تمامی اینها چقدر نفرت انگیز است ، گویی همگی سر از گورگذشته ها برآورده اند!
آیا باید باور داشت که کسی به این مسائل هنوز ایمان دارد؟
انساني ، كاملا انساني / نيچه

0 comments | Permalink

نظرات: 0



aidinblog@hotmail.com

L ink

صفحه لینکهای صورتک خیالی


 


A rchive

January 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
December 2003
January 2004
March 2004
June 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006