سه‌شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۵

من نه به خانه و خانواده ام تعلق دارم ، نه به کشور و میهنم و نه به هیچ کجایی دیگر -4


متجدد بودن به معنای مطلق یعنی : هرگز چیزی از محتوای متجدد بودن نپرسیدن ، و به خدمت آن کمر بستن ، همچو کسی که بدون درنگ در خدمت مطلق قرار میگیرد/ کوندرا...

آذر می پرسد ، پان ترکیست یعنی چه؟ من تعمیم میدهم ، میگویم پان ایرانیست یعنی چه؟
پان در لغت به معنی فقط بکار می رود و معنای نهانی این کلمه یعنی ‘ مطلق‘ ، و این سخت ترین واژه ای بود که در برابرم قرار گرفت ، سعی کردم ، فکر کردم اما نتوانستم درکش کنم ...خلاصه اش این می شود که برایم مطلقی وجود ندارد ، وقتی برایم وجود ندارد چگونه تعریفش کنم؟ انتزاعی؟...فکر نکنم از عهده برآیم!خیلی زور بزنم تعریف کوندرا را دوباره تکرار خواهم کرد ، مطلق بودن در چیزی یعنی هیچ چیز از معنای آن نفهمیدن !
اما چطور می شود که این واژه برای برخی می شود افتخار؟ منی که این صفت را توهین به شعورم میدانم و کسی که با افتخار آنرا صفت خاصه خود قرار میدهد برکجای این خاک ایستاده ایم؟ چطور می شود که برای کسی ولایت مطلقه ء فقیه تعریف میشود؟ چطور می شود که کسی می تواند خود را در چارچوب سرزمین خود محسور کند لذت هم ببرد؟چگونه می توانی در جهانی زندگی کرد که با آن سازگاری نداری؟ چگونه می شود با مردمی زندگی کرد که نه در رنجهایشان سهمی هستی و نه در شادی هایشان؟ و بدانی که تو جزوشان نیستی؟

من ن م ی د ا ن م
اما برویم سر بحث خودمان ! تا اینجایش که من در دو پست سعیم بر این بود که ظلم مزاعف را تبیین کنم و پست سوم را اختصاص داده بودم به مبانی تئوریک این ظلم مزاعف ! اما از حرفهای آذر این طور برداشتم می شود که موفق نبوده ام و تا اینجای کار به این نتیجه می رسم که :
من معتقدم بر قومیتها و ملیتهای دیگر ایرانی به جز فارسهای غیر شیعه ظلم مزاعفی می شود ، اما آذر این را قبول ندارد ، به قول خودش " اگر بدانی که میدانی , اگر نه , تمام کلمات دنیا به کار هیچکداممان نمی آید ..." آذر من از توضیحاتت در این باب که ظلم مزاعفی نداریم به هیچ روی قانع نشدم ، انگار تو هم از حرفهای من قانع نشده ای ، اما من میگویم یا قانع ام کن ، یا بحث همین جا تمام بشود ...
میگویی ما ایرانی ها ملت غریبی هستیم...
آذر ، حساسیت دارم به این گونه جمع بستن ، این شاخصه ء کلی ایرانیان نیست ، شاخصه ء مشخصه ء جهل است ، که خوب اگر در ایران زیاد دیده می شود حتما دلیل دارد! اینگونه سخن گفتن میدانی برایم یعنی چه؟ یعنی اینکه تو به نژاد اعتقاد داری ، البته برداشتم این است ، اما اگر داری که هیچ ، ولی بدان من ندارم و نمی توانم خصیصه ای را به ملتی و قومی تخصیص بدهم ، فرهنگ اما چرا ، تعمیم دهنده و فراگیر است ، مثال می زنم ، یکی از عادتهای خوب ترکان ِ آذربایجان که من دیده ام ( آنهم دلیل دارد ، سردی هوا ، شرایط اقلیمی و فرهنگ جاری ) کاری بودن است ، احتمالا میدانی که آذربایجان کمترین میزان بیکاری در ایران را دارد و در کنارش مهاجر فرست ترین استان کشور است؟ از خود پرسیده ای که چرا اکثر سپورهای تهران ترک هستند؟ من اینگونه فکر میکنم ، فرهنگ این منطقه اجازه بی کاری به مرد نمیدهد ، حالا کار که نیست ، می روی در تهران سپور می شوی ، اما این هیچ ربطی به ترک بودن ندارد ، معتقدم اگر یک بچه ء کرمانی را هم بیاورند در اینجا و بزرگ کنند چون این فرهنگ بر اوجاری می شود همین کار را خواهد کرد ، البته این برداشت کسی است که به نژاد اعتقادی ندارد ، گفتم نژاد و یاد پیرنیا افتادم ، کتابش را که می خوانی نوشته ، آریاییها مردمانی نجیب ، خونگرم ، باهوش و سلحشور بودند که ...، خنده ام می گیرد ، نجیب واقعا یعنی چه؟ شاید انسان نجیب داشته باشیم ، آنهم شاید! ولی این خصیصه ای انسانی و فردی است و به هیچ وجه نمی توان به قومی نسبت داد ، که اگر چنین می شد باید می گفتیم تمام آلمانها آدم کش هستند!

می گویی ملت ایران در زمان شاه جوگیر شد ! آذر جوگیر یعنی چه؟
کاش انقلاب نمی شد ، کاش ، اما این فقط یک کاش است ، شاه و سیستم حکومتی اش هزار و یک اشتباه داشت که به ذم من تکیه بر فرهنگ 2500 ساله ای خاص کوچکترینش بود که مجال گفتنش در این مقال نیست ، بله موجی درست شد ، انقلابی با مبارزه ای طولانی آغاز شد و آخر سر کسی که معلوم نشد از کجا پیدایش شد تصاحبش کرد ، اما زمینه داشت و تو نیک میدانی...

بعضی وقتها افسوس میخورم ، شاه اگر چند سال زودتر صدای مردم ایران را می شنید چه می شد؟


راستی ، تحلیل کرده بودم که اگر صدا و سیما اطلاع رسانی میکرد کار به اینجا نمی کشید ، مقاله ء آخر بهنود را در وبلاگش بخوان ، در همین باب است ، یک مقاله دیگر هم گفتگوی که فرهاد رهبر در روز نت انجام داده است خو ب دیدم...
اینها را هم بخوان..


این کلمه وطن یک روز از بین می رود آن وقت مردم به پشت سرشان ، به ما نگاه میکنند که خودمان را توی مرزها حبس کرده بودیم و سرچند تا خط روی نقشه همدیگر را میکشتیم ، بعد میگویند اینها (( عجب احمقهایی بودند)).یوسا

17 comments | Permalink

نظرات: 17

ای ول داداشی آیدین. میس یو . آی لاو یو

By Anonymous ثمر سعیدی, at ۱:۲۴ قبل‌ازظهر

با حرفات موافقم.شاید روزی آیندگان به حماقت ما بخندد....و

By Anonymous son of thunder, at ۲:۰۲ قبل‌ازظهر

خب تا خوش بختانه با تمام نشزات ات موافق ام... هیچ ایرادی نمی گیرم... جز این که اگر بخواهم بیش تر در تایید ات خواهم نوشت... و فکر می کنم نیازی به این کار نباشه...
...
(هميشه سكوت، اگر ترجيح مي‌دهيم فساد كساني را نپذيريم كه به ما اصرار مي‌كنند چنان باشيم كه نيستيم و نيز فساد ديگران كه منزوي‌امان مي‌كنند، مي‌جوند امان و باز سر ِ حال و سالم تحويل امان مي‌دهند.

پوست انداختن – فوئنتس

By Anonymous ناشناس, at ۷:۴۵ قبل‌ازظهر

آيدين رو نوشته هاي اخيرت ذهنم رو متمركز كردم ولي واقعيت اين است كه من به لحاظ زن بودن در جايگاه اقليت قرار دارم ولي جايگاه ديگري كه تو از آن به زبان آذري ياد مي كني و يا ديگر زبان ها نمي توانم به مقابله بپردازم چون آنها را حس نكرده ام و هنوز در تفكرم. هرچند مشفله هاي فكري امان چنداني نمي دهد !

By Blogger North Star, at ۸:۰۷ قبل‌ازظهر

و اما دوري از وطن و قفسي كه خود را در آن زنداني كرده ايم و باور داشتن پان يا نژاد .... بايستي تو مغزم مثه پنبه حلاجي بشن يه ضد و نقيض هايي است كه نمي فهممشون

By Blogger North Star, at ۸:۰۹ قبل‌ازظهر

در احمقانه بودن افكار ملالي نيست چون حماقت هاست ! كه راه هاي نوين را نشان مي دهند هر چند فكرش به ظاهر حماقت گونه است .

By Blogger North Star, at ۸:۱۱ قبل‌ازظهر

این کلمه وطن یک روز از بین می رود آن وقت مردم به پشت سرشان ، به ما نگاه میکنند که خودمان را توی مرزها حبس کرده بودیم و سرچند تا خط روی نقشه همدیگر را میکشتیم ، بعد میگویند اینها (( عجب احمقهایی بودند)).یوسا

che ziba gofte... khosham oomad.... =>www.lookatmeplz.

By Anonymous ناشناس, at ۱۱:۳۸ قبل‌ازظهر

خوش‌ام مي‌آد از اين سري ِ نوشته‌هات آيدين. گفته بودم به‌ت؟ معرکه‌اي

By Blogger هديه, at ۲:۳۶ بعدازظهر

سلام دوست عزیز
من آذر را میشناسم
من یک ترکم
ترکی هم بلد نیستم
این چند پست آخرت را خوانم
ناراحت نباش از اینکه فهمیده نمیشی دوست من سعی کن بتونی بفهمونی
حرف زدن توی دنیای مجازی برخلاف اونچه که فکر میشه خیلی سختتره برای اینکه آدم راحتتر حرفاشو میزنه و چون بقیه به شنیدنش عادت ندارن به اشتباه میفتن....
من یک زنم و بالطبع حرفهای آذر را میفهمم از دل و جون ولی جای حرفهای او اینجا نیست و جواب تو نیست و خودت میدانی چرا...
دوست داشتم بیشتر میگفتم ولی ترجیح میدهم تو بگویی که بهتر میدانی

By Anonymous anahita, at ۲:۱۴ قبل‌ازظهر

آذر جایی نداره که من براش بنویسم
این که به من به عنوان یک زن یا به این عنوان که خودم مسلمان بودن را انتخاب نکردم و ... ظلم میشه دلیل بر این نیست که بر ترک ظلم نمیشه و ظلم اونجا نیست که یک کاریکاتوریست بی سلیقه و شاید بی غرض -دلم براش میسوزه- یه مزخرفاتی رو میگه
ظلم اونجا به ترک میشه که از حسی شبیه غیرتش یا جوگیریش سواستفاده میکنن
.....

By Anonymous anahita, at ۲:۱۹ قبل‌ازظهر

به شورش وادارش میکنن و به قول خودت اونجایی که باید کار رو تموم نمیکنن....
نمیدونم چرا درست همون موقعی که توی تهران دانشجوها وارد درگیری شده اند! من خیلی چیزها نمیدونم ولی به شجاعتت که تصمیم گرفتی حرف بزنی آفرین میگم.
آیدین جان نمیدانم چند ساله ای و برایم مهم نیست حتی ترک بودنت برایم مهم نیست همونطور که اصلا برام مهم نیست خودم ترک هستم یا نه و حتی ایرانی هستم یا نه...
من انسان را دوست دارم وشیفته انسانهایی هستم که میتوانند حرف بزنند.. گرچه خودم نتوانم
ببخش که اینهمه اینجا حرف زدم... منتظر بقیه سخنانت هستم.

By Anonymous anahita, at ۲:۲۲ قبل‌ازظهر

ایدین ؟ ظلم مضاعف یعنی چی ؟ یعنی تو میخوای کمیت بدی بهش ؟ کی میتونه بگه به من یه زن فارس کمتر از یه مرد ترک ظلم میشه ... تا ابد هم میتونیم بحث کنیم اما من اخرش هم زیر بار نمیرم که ممکنه به یه مرد از هرقومیتی تو ایران بیشتر از یه زن ظلم شه ... بنابراین بحث بر سر این موضوع اصولا بی فایده است . تو هیچ وقت نمی تونی تعیین کنی کدوم بیشتره ...یا فرضا اینکه با این بساط به یه پان ترکیست بیشتر از تو ظلم میشه چون اون رنج بیشتری میبره ... و یکی مثل من از راه میرسه و فکر میکنه یه پان ترکیست وقتی نمیتونه دست از مطلق نگری اش برداره بذار رنجش رو هم ببره ...درواقع میخوام بگم طبیعیه که هرکدوم ما یه شکل از رنج رو تحمل میکنیم و فکر میکنیم از هر شکل دیگه اش بدتره ... یعنی این شکل رنج من و رنج یه ترکه که باهم فرق داره نه مقدارش و بحث کردن درباره این مقدار یه بحث تئوریه به نتیجه نرسیده میشه .

By Anonymous نگاه, at ۱۱:۳۵ قبل‌ازظهر

ایدین . فکر نمیکنی منظور اذر هم از ما ایرانیها فرهنگمان است نه طحال و کبد و کلیه و شست پامون ؟

By Anonymous نگاه, at ۱۱:۴۶ قبل‌ازظهر

اه یکی نیست بگه اصلا به من چه ... دارم بیزار میشم دیگه از این بحث ( بحث تو اذر رو نمیگم ها . بحث مانا و ترکها رو به مفهوم عام میگم . ) تو رو خدا فقط نگاه کن توی و اذری و امثال منی که هیچکدوم ادمای متعصبی نیستید یا امثال منی که نه نژاد به تخمشونه و نه ملیت و مرز ( و صد البته خودت ) نشسته ایم و باهم بحث میکنیم انگار مشکل فقط بین ماست . مایی که بیشترین تفاهم رو داریم . و نادیده میگیریم که خیلی از اونایی که ریختند تو خیابون حتی کاریکاتور رو ندیده بودند و خیلی از اونایی که شهر رو اتیش زدند شاید حتی ترک نبودند و فراموش میکنیم رگ گردن چقدر عضو چندش اور و مزخرفیه و تا اونجا پیش میریم که یکی مثل من دربرابر سرکوب حکومت سکوت میکنه و یکی مثل تو ناخوداگاه پانترکیسم رو توجیه میکنه ( فکر نمیکنی داری پان ترکیسم رو عکس العملی میدونی دربرابر تحقیر فارسها و نادیده میگیری ترکها ( نه فقط ترکهای ایران ) قرنهاست رو طبل این برتری نژادی می کوبند ؟) و اینه که بحث رو زشت میکنه ... نمیدونم . ایدین . یه عالمه حرف دارم اما نمیدونم چرا راه بیانشون گم شده

By Anonymous نگاه, at ۱۱:۵۳ قبل‌ازظهر

بگذریم رفیق ... بگذریم

By Anonymous نگاه, at ۱۱:۵۶ قبل‌ازظهر

نگاه در اشتباهی
بحث سر حقوق طبیعی و نادیده گرفتنشون بعلت فرهنگ خاص، یا دقیق نخوندی یا نتوانی از درکش..

By Blogger صورتکِ خیالی, at ۲:۲۹ بعدازظهر

مطلبت بد نبود اما...
یه مقدار از این شاخه به اون شاخه ÷ریده بودی...
یه مقدار هم غلط املایی داشت....

By Anonymous ناشناس, at ۵:۴۱ بعدازظهر



aidinblog@hotmail.com

L ink

صفحه لینکهای صورتک خیالی


 


A rchive

January 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
December 2003
January 2004
March 2004
June 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006