سه‌شنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۸۵

در حسرت چیزی که حسرت نیست

شاید دیگر نمی توانست به زندگی ادامه دهد ، معمولا آدم ها به این دلیل می میرند. یعنی می میرند چون دیگر نمی توانند زندگی کنند ، می شود گفت بر اثر سرطان یا ایست قلبی ، یا تصادف مرده اند ، اما من فکر میکنم اینها همه فرعی است ، راستش آدمها فقط وقتی می میرند که دیگر نمی توانند به زندگی ادامه دهند...

8 comments | Permalink

نظرات: 8

pas ma hamegi alan mordim!?

By Anonymous sun, at ۸:۰۸ قبل‌ازظهر

are baba ma kheili vaghte morDm

By Blogger شقايق, at ۹:۳۴ قبل‌ازظهر

یعنی آنهایی که زندگی می‏کنند نمیخواهند بمیرند؟

By Anonymous غریبه, at ۱۱:۲۹ قبل‌ازظهر

منم همینطور .
باور کن من فقط 14 سالمه !!!بیا کمکم .

By Anonymous عادله, at ۲:۱۲ بعدازظهر

مردن هم خوب چیزیه اگه باش حال کنی! یا اون با تو حال کنه . چه فرقی داره؟ مهم اینه که مرگ قطعا موجود پر حرف ورورویی نیست که سرتو ببره!
نظر چرتی بود البته! خب بود دیگه!

By Anonymous نگار, at ۵:۰۰ بعدازظهر

منم شنبه یه کسی و که خیلی دوست داشتم از دست دادم . یعنی مرد ... پستتو که خوندم یهو فکر کردم نکنه فامیلیم ... مسخره است ! تو غسالخونه صف بسته بودن یعنی حالا توی یه روز اتفاقی که بری بهشت زهرا حتما چند تا تشییع جنازه می بینی...هنوز انگار این واقعیتو درک نکردیم . تو قطعا فامیل من نیستی ... هی هی... دلم بازم خواست برم کویر ...

By Anonymous پیاز, at ۷:۴۹ بعدازظهر

آره رفیق قبلا اومده بودی وب من! به هر حال از آشناییت خوشحالم و می خوام لینکت کنم اگه مشکلی نیست.

By Anonymous نگار, at ۷:۵۲ بعدازظهر

یاد فیلم مادر افتاد :اونجا که می گه مادر مرد از بس که جان ندارد

By Anonymous ghazal, at ۷:۵۶ بعدازظهر



aidinblog@hotmail.com

L ink

صفحه لینکهای صورتک خیالی


 


A rchive

January 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
December 2003
January 2004
March 2004
June 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006