چهارشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۶

آنچه در زندگی تحمل ناپذیر است بودن نیست ، خود بودن است

نقش لبخند بر صورت من است و او حرف می زند
احساس میکنم زانو هایش خم شده و کم مانده به سینه خیز بیفتد ، انگار مشق نظام تمرین میکند!
صورتک خیالی ام در خیالم حرف میزند:
خب رفیف ، اون صورتک رو بردار از چهره ات ، من که می شناسمت...
اصلا هم بهت نمیاد ...برش دار ، برش دار...
صورتک خیالیم جای او هم جواب می دهد ! ( این عمل خاص ِ صورتک های خیالی است)

می ترسم ...
می ترسم بدون این صورتک آنقدر سبک شم که مثه یه باد بادک به پرواز در آم ، اونوقت کی میدونه سر نخ دست ِ کی می افته ؟!
....
انگار حرف هایمان تمام شده ، صورتک دو آدم خندان و راضی از دیدار را به صورت می زنیم و با تاکید به دیدار مجدد از هم جدا می شویم – دیگر همدیگر را نخواهیم دید ، میدانم-

سلام ، به صورتک خیالی خوش آمدید...
می نویسم صورتک ِ خیالی و آه از نهادم بر می آید که اینجا قرار بود صورتک ِ خیالی ام باشد ، جایی فارق از صورتکهای دروغین ِ ناشی از جبر جامعه یا ترس های گوناگون...اما نشد ، چرایش را هم من نمی دانم!
آقای صورتک ِ خیالی خیلی وقتها یادداشتهایی می نویسد که دوستشان دارد ، اما خیلی کم پیش می آید که اینجا پابلیششان کند ، اگر هم بکند ادیتشان میکند ، ادیت که شدند دیگر دوستشان ندارد...
آقای صورتک ِ خیالی به موضوع صورتکی که آدمها در برخورد با او بر چهره دارند حساس است و دوستانش را بر این اساس انتخاب میکند ...

آدمهایی که در برخورد با او ( حوزه ء روابط خصوصی ) صورتک ِ دروغین برچهره می زنند ،
آدمهایی که یا صورتک ندارند یا در مورد همه چیزهایی که دوست ندارند کسی بداند سکوت اختیار می کنند ، آقای صورتک خیالی از دسته ء دوم است . تحمل دسته ء اول را برای دوستی ندارد اما اگر کسی را پیدا کرد که در دسته ء دوم قرار دارد ، فارق از اینکه دوستش دارند یا نه – به هر دری می زند که با هم دوست شوند!
می دانم که می دانید همه ما من های مختلفی داریم
من خشمگین ، من غمگین ، من بی تفاوت ، من کمک دهنده ...
خوب بدیهی است که همه ء اینها خود ما هستیم اما نقش ِ ما یا صورتکی که انتخاب می کنیم همیشه خود ِ ما نیست و باز روشن است که ما ملزم به رعایت صورتکی در جامعه در برخورد با آدمها هستیم که نمی پذیریم یا دوست نداریم اما برداشتن این صورتک امکان پذیر نیست که دنیا می گوید :
- تو مال ِ من هم هستی –
بحث ِ من در حوزه ء روابط کاملا شخصی و دوستانه است.
آیا در زمره ء کسانی قرار دارید که حداقل یک نفر که در مقابلش کاملا خودتان باشید؟
اگر بله ، تا بحال مقایسه کرده اید که این رابطه چقدر برایتان آرمش بخش است؟ اصلا به چنین رابطه ای اعتقاد دارید و می پسندیدش؟
تحمل کسانی را که در حوزه ء روابط خصوصی هم خودشان نیستند را دارید؟ آنها را به حلقه ء دوستیتان راه می دهید؟
عشق چطور؟
آیا این تعریف از عشق را قبول دارید : کسی که در برابر هیچ حجابی نداریم؟
و....


گفتم رفیقی کن با من که منت خویش
گفتا بنشناسم من خویش ز بیگانه
...

برداشت اول :
- ما هرگز فهمیده نمی شویم – از اینجاست اقتدار ما ....( نیچه )
از اینجاست اقتدار ما؟

نمای نزدیک :

سیگاری روشن میکنی و می ایستی جلوی آینه
خودت را نمی شناسی...من کی ام؟
این آدمی که اینجا واستاده کدوم آیدینه؟


برداشت دوم:

وسواس انسان به تصویر خود ، ناپختگی محتوم انسان است و خود ما صرفا یک توهم غیرقابل درک و توضیح ناپذیر است ، همانا تصویر ما است در چشم دیگران...(کوندرا)


نمای نزدیک :

پکی به سیگارت می زنی...
من خودم ، خودم را نمی شناسم...
دیگران مرا می شناسند؟
تصویرم در نظر دیگران برایم مهم است؟....چرا؟


برداشت سوم :

هر شخصی خوش ندارد زندگی اش با تفسیری متفاوت از تفسیر ِ خودش بازگو شود...


نمای نزدیک :
دود را بیرون می دهی...
من شکست میخورم ، چون تفسیرم از زندگی درست نیست ، من ناشادم چون به خودم دروغ می گویم ...

سیگار را خاموش میکنی و روزمرگی روزانه شروع می شود.

کات!


پ ن :
نوشته ء بالا فقط مقدمه ای بود برای این بحث که توسط من ، آذر بانو و پرنسس نگاه در همین وبلاگ و آناهیتا ، سینا ، نسل فسیل و شراب تلخ در وبلاگهای خودشان ادامه پیدا خواهد کرد.
پیشاپیش از دوستان ِ عزیزم متشکرم برای قبول ِ پیوستن به این بحث و در مطالب بعدی به تفصیل از دلیل انتخابشان خواهم گفت...

5 comments | Permalink

نظرات: 5

حالت خوبه ؟

By Anonymous غزل, at ۱۱:۴۷ قبل‌ازظهر

عالیه این پست
یکبار خوندم اما کمه
باید دو باره بخونم
و بحث خوبی میشه
فقط زود به روز نکن این پست رو
بذار بشه مزه مزه ش کرد
همه ی ما نیاز داریم به این نزدیک شدن با خودمون
و بدون صورتک در آیینه نگاه کردن

By Anonymous نمی دونم, at ۱۱:۴۸ قبل‌ازظهر

همه چیز نباید محو شود نباید آشکار شود . باید همیشه چیزی بماند اسمش حجاب اسمش پرده اسمش هرچه که هست با نزدیکترین کس هم نمی خواهم دست به آنها برده شود . همیشه چیزی که کاملا شخصی هست وحود دارد .

By Anonymous hodak, at ۱۰:۰۹ بعدازظهر

تولدت مبارک :)

برایت آرزوی سال های شاد و موفق را دارم

By Anonymous naslidigar, at ۳:۲۲ قبل‌ازظهر

آیا تو هم چنان حاضری بابت حق الزحمه لینکدونی قهوه و شیرینی بگیری؟شاید هم من بد برداشت کرده ام و حاضر نیستی.

حالا چون تولدت است دو تا شیرینی

By Anonymous غزل, at ۱:۵۰ بعدازظهر



aidinblog@hotmail.com

L ink

صفحه لینکهای صورتک خیالی


 


A rchive

January 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
December 2003
January 2004
March 2004
June 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006